شاید شعر
من جرأت رفتن نداشتم
ماندم
ودرخت تنهای* باغچه تو شدم
تو بخاطر من نمان
برو
برگهای ریزانم آزارات میدهند
* بین درخت تنها و تنها درخت فرق بسیار است
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۷ ب.ظ توسط حسن شیرزاد
|
عشق. نفرت .غم .شادی .امید. دلواپسی .